بمناسبت سالگرد مرگ رسول ملا قلی پور
میم مثل مادر ، نقطه پایانی بر کارنامه سینمایی رسول ملا قلی پور و شاید آخرین پیامی که این کارگردان خوب سینمای ما برروی پرده عریض سینما ارائه کرد . و با این پیام دفتر حیات خود و کار سینمایش را بست . وبه دیدار ربش شتافت .
یادش گرامی و روحش شاد.
رسول را در سال 1375 در تبریز دیدم او تازه از بستر بیماری بر خواسته بود و خسته و کمی هم دل شکسته بود. تلخی در کلامش موج میزد. بمن گفت که دیگر قصد ندارم فیلم جنگی بسازم دلم می خواهد اجتماعی کار کنم. اما حتی زمانی که با صراحت این کلام را می گفت و فیلمنامه ای هم بمن نشان داد . هم من و هم خودش میدانستیم که نخواهد توانست از این دل مشغولی دست بر دارد و همین طور هم شد. تنها حرفش از لایه های نخست به لایه های زیرین رسوب کرد. و باز رسول همان رسول (افق) بود ، بی هیچ کم و کاستی . تنها سمبلیک تر وپخته تر .

میم مثل مادر هم این لایه ها را دارد ، لایه های سمبلیک دنیای انباشه از فرزندان ناقص ، و پدرانی مهجور و گریزان از خود .
یا به شکل سیاست مداری بریده و گناهکار و کوتاه عقل ، انسانی را پرتی کار خدا میداند ، و نمی خواهد رحمتش را باور کند و دیگر طرف پدر ی مسیحی پناه برده به مذهب اما گریزان از خود در محراب کلیسای خود ساخته و به قصد خاموش از یک گناه که نمود آنرا دائم با باز کردن شیر گاز به ما نشان میدهد ، او هم کودکی نا قص دارد .
و مادری که تم اصلی فیلم است . سرشار از نشاط و سرشار از عشق و موسقی که هارمونی این دو است .
اگر پدر در زیر مجسمه فردوسی در انتظار معجزه است و مجسمه بتهون نماد نوای عاشقانه را انکار می کند و پشت بر دیوار ، اما زن آنرا در متن زندگی جاری میسازد ، نت به نت و می آموزد آوای مهر را بر تمام این نا قصان ساکن این خاکدان .
اما اینها تمام پیام رسول نیست . رسول در این فیلم در لایه زیرین همچون سوره الرحمن سی و یک بار آیه ( فبای الا ربکما تکذبان ) معادل تکرار آن در خود سوره الرحمن را چه بصورت نوشته در روی دیوار ها و تابلو ها و یا بصورت صوتی تکرار کرده است .

رسول به آشکاری می گوید ( آیا میشود نعمت های خدا را انکار کرد )
آیا با بد دیدن میشود محیط جهان را تغییر داد. حالا که نا گزیر جهانیم بهتر نیست کوشش کنیم تا انسان بمانیم ...............
و این است آخرین پیام رسول ملا قلی پور ..........
روحش شادروانش پاک ...................
شهاب سنگ